انتخاب صفحه
شماره 4895 - چهارشنبه 22 خرداد 1398
شماره های پیشین:

چهره‌ها

اصغر بیچاره؛ عکاس

اصغر بیچاره (۲۲ خرداد ۱۳۰۶ تهران - ۲۲ خرداد ۱۳۹۵ لس آنجلس، کالیفرنیا) عکاس، بازیگر و کارگردان ایرانی بود. از او به‌عنوان قدیمی‌ترین عکاس سینمای ایران یاد می‌شود. بیچاره بزرگترین آرشیو عکس ایران را در اختیار داشت. او از ۱۳ سالگی به عنوان کارگر ساده در یک عکاسی به کار مشغول شد، پس از چند سال در لاله ‌زار تهران مغازه‌ای باز کرد که نام او عکاسخانه شهرزاد بود و به زودی تبدیل به پاتوق هنرمندان و نویسندگان معروف آن زمان شد. نخستین‌بار با گرفتنِ کپی از تمام عکس‌های فیلم دخترِ لُر برای عبدالحسین سپنتا فیلمنامه‌ نویس این فیلم، رسما وارد دنیای هنر شد. سپس با آشنایی با تئاتر، افزون بر عکاسی از نمایش‌ها، گاه در بعضی از آنها هم به بازی پرداخت. چند سال بعد با گروه دوبله مرتضی حنانه و حسین سرشار در ایتالیا همکاری کرد. او عکاسی را از سال ۱۳۲۳ آغاز کرد. از او نمایشگاه‌های متعددی در داخل و خارج از ایران برپا شده است. اصغر بیچاره خانهٔ خود را در خیابان کوشک به فیلم‌های قدیمی سپرده بود که حدود ۴۰۰ فیلم در آن فیلمبرداری شد. اصغر بیچاره مدتی به سرطان حنجره دچار شده بود و سرانجام در سن ۸۹ سالگی در سالروز تولد خود در آپارتمانش در آمریکا درگذشت. پیکر وی در ۵ مرداد ۱۳۹۵ از ایالات متحده آمریکا به ایران منتقل و در ۷ مرداد در قطعه هنرمندان قبرستان بهشت زهرا تهران به خاک سپرده شد.

حمید سبزواری؛ شاعر

حسین آقا ممتحنی مشهور به حمید سبزواری (زاده ۱۳۰۴ در سبزوار – درگذشت ۲۲ خرداد ۱۳۹۵ در تهران) شاعر ایرانی بود که با عنوان «شاعر انقلاب» شناخته می‌شد. نوجوانی وجوانی سبزواری در دوران حکومت رضاشاه پهلوی گذشت و تحولات این دوره بر روحیه وی تأثیر گذاشتند. چهارده‌ساله بود که سرودن شعر را آغاز کرد. در آن سنین از روی کنجکاوی به احزاب و گروه‌های سیاسی مختلف سر می‌زد تا با آرا و نظرات آن‌ها آشنا شود.
حمید سبزواری پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ متواری و مخفی شد. بعداً خود را به شهربانی سبزوار معرفی کرد و چهار سال در وضعیت بلاتکلیفی و تعلیق طی کرد تا سرانجام تبرئه شد. مهمترین فعالیت سبزواری، شاعری است. شعر او را شناسنامه زمانمند انقلاب نامیده‌اند زیرا کمتر حادثه یا رویدادی بعد از انقلاب روی داده است که انعکاس آن در شعر او نیامده باشد. سبزواری بعد از انقلاب، ضمن کار در بانک تجارت، برای انقلاب اسلامی شعر و شعار می‌ساخت که در راهپیمایی‌ها و نماز جمعه خوانده می‌شد. یکی از این شعرها «آمریکا، آمریکا، مرگ به نیرنگ تو» بود. کمی بعد خود را بازنشسته کرد تا تمام توان خود را برای فعالیت‌های فرهنگی هنری صرف کند و به صدا و سیما رفت و از آن زمان در شورای شعر مشغول به کار شد. سبزواری ابتدا به شغل معلمی مشغول بود. بعد از حوادث مرداد ۱۳۳۲ از وزارت آموزش و پرورش اخراج شد. وی مدتی در شرکتی که سنگ معدن استخراج می‌کرد در اطراف سبزوار و شاهرود کار کرد و مدتی را نیز با اجاره حمام در سبزوار گذراند. بعدها در بانک بازرگانی (بانک تجارت پس از انقلاب) مشغول به کار شد. حمید پس از آغاز انقلاب با استعفا دادن از بانک، تمام توان خود را صرف پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران و فعالیت‌های فرهنگی هنری کرد.
 

لطفا نظر خود را درباره این مطلب بیان نمایید

draggablePen